روزهای خاکستری...
روزهای خاکستری
امتدادِ آوایِ جیرجیرکهایِ ناباورِ طلوع
شبگردیِ روزانه
چیزی از ضخامتِ غبارِ ذهنم
کم نمی کند ...
با لرزشِ دستانِ شعور
خطوط دلتنگی ام را ترسیم می کنم ...
شاید هنوز طفیلِ خاطره ام
شاید هنوز مُرده ام ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:56 توسط محمد
|
سوختن قصه شمع است ولی قسمت ماست